تبليغاتX
سکوت

ادبی

کوچه

كوچه ازصداي پا كه خالي مي شود

بي قرارمي شوددرسكوت

وسرك مي كشددرخيال خويش

مثل دل من وتو

درانتظارعبوررهگذري مي ماند

كه آشفته اش كند.

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 ساعت 19:58  توسط فتح الله زنگوئی  | 

کلماتم

۱

كلماتم گلهاي غريبي اند

كه هميشه بوي تورا مي دهند

۲

بگذارهیچگاه سنگ قبری نداشته باشم

تاگلدانی باشی توبرگورم

تادرهرکجا وهربیبانی

بیابیم.

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387 ساعت 19:5  توسط فتح الله زنگوئی  |