سکوت
شعر
جمعه بیستم شهریور 1388
هیچ کس بود
چيزي نگفت
تنها مترسكي درآخرين ايستگاه
به احترام هيچ كس
كلاهش راازسرش برداشت
ومرددميان خيال وواقعيت
درانتظارقطاري ماند
كه نميدانست
رفته است يا
مي آيد.
نوشته شده توسط فتح ا... زنگوئی
در 12:24 | لینک ثابت
•
